بزرگترین وبلاگ پارسی | Ya30nblog

هر آن چه که از یک وبلاگ انتظار دارید...

 
دلیل نامگذاری خیابان جردن تهران
نویسنده : یاسین مرادی - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٦
 

دوستان سلام ،
مدتیست  این سئوال برایم بی جواب مانده بود که اسم خیابان جردن واقع در میدان آرژانتین –افریقا  چرا نامگذاری شده است از  مغازه ها و خیابان سئوال کردم که جریان اسم این خیابان چیست ؟ولی تا کنون یک نفر هم پاسخ صحیحی به این موضوع نداده بود .امروز این ایمیل را گرفتم و بسیار افسوس خوردم که چه کسانی در تاریخ ما زحمت کشیده و باقیات صالحات گذاشته اند و ما آنها را نمیشناسیم و ارزش کار آنها را نمیدانیم . به هر حال لازم دیدم شما هم این مطلب را بخوانید .                                                                       

آشنایی با ساموئل مارتین جردن، مدیر آمریکایی دبیرستان البرز

خاطرات و کلمات دکتر جردن و دلیل نامگذاری خیابان جردن تهران 


دوستان سلام ،
مدتیست  این سئوال برایم بی جواب مانده بود که اسم خیابان جردن واقع در میدان آرژانتین –افریقا  چرا نامگذاری شده است از  مغازه ها و خیابان سئوال کردم که جریان اسم این خیابان چیست ؟ولی تا کنون یک نفر هم پاسخ صحیحی به این موضوع نداده بود .امروز این ایمیل را گرفتم و بسیار افسوس خوردم که چه کسانی در تاریخ ما زحمت کشیده و باقیات صالحات گذاشته اند و ما آنها را نمیشناسیم و ارزش کار آنها را نمیدانیم . به هر حال لازم دیدم شما هم این مطلب را بخوانید .                                                                       

آشنایی با ساموئل مارتین جردن، مدیر آمریکایی دبیرستان البرز

خاطرات و کلمات دکتر جردن و دلیل نامگذاری خیابان جردن تهران 

.

.

.

.

 

عکس یادگاری در مقابل مک ‌کورمیک‌ هال، در سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی

دکتر ساموئل مارتین جردن (به انگلیسی: Samuel M. Jordan) از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. او بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است.

جردن در سال ۱۸۷۱ میلادی در نزدیکی شهر یورک در پنسیلوانیا بدنیا آمد. پس از تحصیل در دبستان و دبیرستان در سال ۱۸۹۵ میلادی از کالج لافایت درجه B.A (لیسانس) گرفت. در سال ۱۸۹۸ درجه استادی علوم الهی (ام.ا) از دانشگاه پرینستون را دریافت کرد. در سال ۱۹۱۶ کالج لافایت او را با درجه D.D (دکتر در حکمت و فلسفه) شناخت و در سال ۱۹۳۵ میلادی از کالج واشنگتن و جفرسون بدرجهٔ دکترای حقوق نائل شد.

دکتر جردن در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۸ خورشیدی) به ایران آمد و یک سال بعد ریاست مدرسه را به عهده گرفت .در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ خورشیدی) با راه‌اندازی کلاس‌های باقیمانده دوره دوازده ساله دبیرستان تکمیل گردید. در سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ خورشیدی) اولین ساختمان شبانه‌روزی که در آن زمان، مک کورمیک‌ هال (Maccormick Hall) نامیده می‌شد و یک ساختمان دیگر پایان یافت.

 به پاس خدمات فرهنگی وی در کالج البرز، دو مدال و نشان به او عطا کرد:

.

دکتر جردن، در سال ۱۳۱۹ هجری خورشیدی از ایران رفت.

دکتر جردن پس از بازگشت به آمریکا، در سال ۱۳۲۳ هجری خورشیدی، دوباره به ایران آمد و مورد استقبال شاگردان و مریدانش قرار گرفت. او ایران را وطن دوم خود می ‌نامید و همواره از آن به نیکی یاد می‌کرد. وی در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی، در ۸۱ سالگى در آمریکا در گذشت.

در سال ۱۳۲۶ هجری خورشیدی، مراسمی به یاد او و برای بزرگداشت او در تالار دبیرستان البرز برگزار شد و نیم تنه سنگی وی را که استاد ابوالحسن صدیقی تراشیده بود، در کنار در ورودی آن نصب کردند. این پیکره بعدا به کتابخانه دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتقل گردید.


بزرگراه آفریقا در شمال تهران، در زمان رژیم گذشته، به یادبود وی خیابان جردن نام گرفته بود، نامی که هنوز هم بطور غیر رسمی کاربرد دارد.

کتابی به نام "روش دکتر جردن" به قلم شکرالله ناصر در دیماه ۱۳۲۳ در تهران منتشر شده که در آن به شیوه کار وی و اداره دبیرستان پرداخته است.

از خاطرات و کلمات دکتر جردن

·         "من میلیونر هستم زیرا هزارها فرزند دارم که هر کدام برای من، برای ایران و برای دنیا میلیونها ارزش دارند."

"بچه‏ها مملکت شما سابقهٔ درخشانى داشته است. بازگشت به آن روزگار درخشش بستگى به همت و شجاعت و کوشش شما دارد. امیدوارم حرف من در گوش و قلب شما باشد و براى ملت و کشورتان مفید واقع شوید."

برای دروغ ده شاهی کفاره تعیین کرده بود.

اگر در جیب کسی سیگار پیدا میشد یک تومان جریمه داشت.

اگر از دانش‏آموزى سئوالى مى‏کرد و او بلد نبود، مى‏گفت: "کلّه به ‏کار، کدو کنار."

میگفت " سیگار لوله بی مصرفی است که یک سر آن آتش و سر دیگر آن احمقی است!"

لوطى‏ را در معنایى منفى ـ در مایهٔ الواط ـ به ‏کار مى‏برد و مى‏گفت: "غیرت، همت، زحمت، کار، کوشش: اینها به آدم‏آباد مى‏رسد. سستى، بى‏حالى، کارنکردن، بارى‏ به ‏هرجهت بودن به لوطى‏آباد مى‏رسد."