بزرگترین وبلاگ پارسی | Ya30nblog

هر آن چه که از یک وبلاگ انتظار دارید...

 
فراماسون و مافیای موسیقی
نویسنده : یاسین مرادی - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳
 


پیشگفتار

 

این مقاله سعی دارد به ارتباط طبقه ممتاز و فراماسونری با موسیقی و آن هم این موسیقی که امروزه به نوعی در جهان عمومی و همگانی شده و شواهد بدست آمده از آن بپردازد . موسیقی جهانی که امروزه بخش وسیعی از زندگی مردم جهان شامل می شود و افزون بر آن سهم قابل توجهی در فرهنگ و رسانه ها دارد . به نحوی که امروزه کمتر اجتماعی را می توان یافت که مردمانش با موسیقی سروکار نداشته باشد  . در ابتدا به چیستی موسیقی پرداخته و ماهیت آن را بررسی می کنیم :

موسیقی چیست ؟

سوالی که نخست مطرح می شود این است که اساسا موسیقی چیست و به چه چیزی موسیقی می گویند . تقسیم بندی -های موسیقی بر چه اساسی تعیین میشود؟

موسیقی، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت.(1) .

بیاید به چند روایت از حضرات معصومین علیهم السلام در باب موسیقی نظری بیفکنیم و سپس به بعد علمی و روانشناختی آن رجوع کنیم ::

 

+ از ابن مسعود روایت شده است: هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله شنید مردی آوازخوانی می کند، سه بار فرمود:

نمازش قبول نیست، نمازش قبول نیست، نمازش قبول نیست. (2)

+ در روایتی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله ضمن وصیت خود به حضرت علی علیه السلام فرمود:یا علی! سه چیز است که موجب قساوت قلب می شود: گوش دادن به لهو ، دنبال شکار رفتن، رفت و آمد به دربار سلطان . (3)

 

+ امام محمد تقی علیه السلام فرمود:

هرکس به سخنان گوینده ای گوش دهد، در واقع او را عبادت می کند، اگر گوینده از خدا و سخنان حق بگوید، شنونده عبادت خدا می کند و اگر از شیطان و سخنان باطل بگوید، شنونده شیطان را عبادت می کند.

روایات بسیار عجیب دیگری نیز از ائمه و معصومین علیهم السلام نقل شده است که لذت بردن از موسیقی لهو را هم سنگ و برابر با کفر دانسته اند .

 

البته نباید از این دست از روایات چنان دریافت که موسیقی فی نفسه مشکل دارد . بلکه موسیقی یکی از زیباترین و مهم ترین نعمت های خداوند است . و البته عجیب ترین . کسی که بخواهد از ریشه و اساس با موسیقی مخالفت کند ابتدا باید ناقض قرآن کریم شود چرا که آیات قرآن کریم سراسر در وزن و موسیقی غوطه ور است . موسیقی به ترانه ها و سروده -های امروزی محدود نمی شود . هر صوت و هر نوایی منحصرا یک نوع موسیقی است . صدای قلب مادر برای جنین یک موسیقی آرامش بخش است . و نیز طبیعتی که خداوند آن را با موسیقی آراسته است . اصواتی که هم اکنون در زندگی شهری شنیده می شود نظیر بوق خودروها و ... نیز موسیقی تلقی می گردد. ترانه های شیطانی متال نیز متاسفانه موسیقی نام گرفته است. ولیکن باید به این نکته ی بسیار مهم  توجه نمود که تفاوت موسیقی صحیح و موسیقی غلط را بدانیم . و اینکه چه نوع موسیقی قابل گوش کردن است . و کدامیک موسیقی مضر است .

در جواب این که آیا موسیقی خوب است یا خیر باید آن را به داروهای مسکن قیاس کنیم . استامینوفن به خودی خود بد نیست . بلکه بسته به نحوه ی استفاده از آن در قالب خوبی و یا بدی حاضر می شود . ما هیچ گاه قرص دل درد را به هنگام چشم درد استفاده نمی کنیم . موسیقی نیز چنین است . موسیقی مانند دارو عمل می کند که باز هم وابسته به نحوه ای استعمال مفید یا مضر است . و ما چون نمی دانم کدام موسیقی کجا مصرف کنیم احتیاط روی دیگری از مسأله را پدید می

آورد که حتی الامکان از آن پرهیز کنیم . و باز هم اکیدا اشاره می کنم که نحوه ی استفاده از موسیقی و کی و کجایی آن بسیار مهم است. بنابراین تاثیرات جسمی موسیقی خالی از لطف نیست .

 

· تاثیرات موسیقی :

بررسی تاثیرات موسیقی مستلزم آشنایی با یک اصل روانشناسیک به نام شرطی سازی و یا شرطی شدن است.

انسان در زندگی خویش به هنگام رخداد اتفاقات و کنش های گوناگون و به هنگام احساس و درک کردن یک سری المان ها ، گاه واکنش مثبت و خوشایند نشان می دهد و گاه در پاسخ به دسته ای دیگر از المان ها و رخدادها واکنشی منفی و نفرت گونه دارد . که این تمایلات یا فطری و درونی است، مانند ظلم و خشونت که انسان به غریزه از آن بیزار است و یا اکتسابی است و در طول زندگی کسب میشود، مانند نفرت از یک نوع غذای خاص . شرطی سازی از حیث لغوی بعنی آن دسته از واکنش هایی که به صورت غیر ارادی و با منشأ ناخودآگاه در پاسخ به یک سری از کنش ها داده می شود . ممکن است در کودکی یک نوع غذا با طعم بد خورده باشیم و این کافیست برای آن که شرطی شده باشیم . به گفتار دیگر ، پاسخ بدن و ضمیر ناخودآگاه انسان به این اتفاقی که رخ داده این است که تا ابد از این غذا متنفر باشد . و بالعکس . ترشح بزاق دهانی به هنگام دیدن مواد خوراکی ترش نتیجه همین شرطی شدن است . لازم به توضیح است میان حواس ارادی و ضمیر ناخودآگاه تفاوتی قابل توجه وجود دارد . و آن هم این که کنترل حواس پنج گانه به دست ماست . یعنی ما هر آنچه که بخواهیم نگاه می کنیم یا می شنویم . ولی درباره ضمیر ناخودآگاه این چنین نیست . بلکه ضمیر ناخودآگاه انسان هر چیز را که حس کند ولو اینکه حواس پنجگانه در ادراک آن عاجز باشد را دریافت می کند . اما نکته بسیار مهمی که در اصل شرطی سازی لازم به ذکر است این است که انسان از هر چیز که خوشش بیاید از هر المان دیگری که در کنار این تکرار  شود هم خوشش می آید . مثلا ممکن است که در حین یک شنیدن موسیقی دوست داشتنی بوی یک عطر چندین بار مورد استشمام ما قرار گیرد . و همین کافیست که همیشه نسبت به آن بو واکنشی خوشایند و مثبت داشته باشیم . موسیقی در شرطی سازی نقش بسیار مهمی ایفا می کند . به گونه ای که طی چندین ثانیه میتواند یک انسان را شرطی کند . کم کم به مباحث اصلی نزدیک تر می شویم . احتمالا می توانید حدس بزنید علت ترویج فحشا در موسیقی ها چیست که به موقع بدان خواهیم پرداخت . تأثیرات موسیقی بر موجودات بسیار عجیب است آن طور که پژوهش گران و محققان در این رابطه را متحیر ساخته است . یکی از محققان که در این زمینه فعالیت می نمود ، دستگاه فشار سنج دیجیتال را بدست خود بست . موسیقی آرام و سبکی را پخش کرد. افتی محسوس در فشار خونش مشاهده کرد . سپس موسیقی تند و بسیار مهیج پخش نمود. او اینگونه اذعان داشت که آنقدر فشار خونش بالا رفته بود، وحشت کرد و به سرعت موسیقی را قطع و دستگاه را از دستش جدا کرد .

هم چنین امراض زیر در اثر استفاده نادرست از موسیقی و نیز استفاده از موسیقی نادرست تاکنون مشاهده شده است :

1. مرض مانی (Manie) که نوعی جنون است

2. سیکلوتمی: بیماری روانی فصلی با آثاری چون: خنده، ترشرویی، افسردگی و غمگینی.

3. عامل فشارخون

4. عامل سستی اراده

5. پارانویا: مرضی که شخصی ادعاهای بی مورد کرده و خود را بالاتر از دیگران می داند

6. عامل کوتاهی عمر

7. عامل ضعف اعصاب

8. اختلالات دماغی (مغزی، هیجانات روحی، جنون)

9. عامل حمله ی قلبی

10. عامل انتحار و خودکشی

11. عامل هیجانات فوق کنترل

12. عامل سلب غیرت

13. عامل فحشاء

14. عامل تهییج عشق های بی حساب

 

در ادامه به پروژه کنترل ذهن و به ویژه پروژه مونارش (5) و استفاده ی دستگاه شیطان از این ویژگی انسان می پردازیم .

 

· پروژه MONARCH: کنترل ذهن

در میان فریب مغزی ماهرانه جماعت ساده لوح، از طریق بسیاری از رسانه های تاثیرگذار، یکی از شیطانی ترین بیرحمی ها روی قسمتی از نوع بشر انجام میشود؛ شکلی از کنترل ذهن پیشرفته که تقریبا در 50 سال در هر منظر از جامعه نفوذ کرده است.

این شرح توسط اسناد دولتمردان تنزل رتبه داده شده، افرادی که قبلا مرتبط با اداره های اطلاعاتی ایالات متحده بودند، نوشته های تاریخی، محققین مطلع از کنترل ذهن، انتشاراتی از پزشکان بهداشت روان، و مصاحبه های گرفته شده از بازماندگان ناآگاه تحت تاثیر یک اختلال شدید روحی روانی ناشی از برنامه کنترل ذهن مشهور به MONARCH ثابت می شود.

تعریف و تشریح پروژه MONARCH

اسم مونارش لزوما در محدوده طبقه اشراف سلطنتی محدود نمی شود، بلکه به نوعی پروانه به نام مونارش (پروانه شهریار) اشاره دارد. وقتی شخصی از طریق القای شوک الکتریکی متحمل آسیب روحی شود، احساس میکند که سرش سبک شده است و وجود ندارد، مثل اینکه شخص همانند یک پروانه، شناور یا در حال بال و پر زدن است. همچنین در مورد این حشره زیبا حقایق سمبلیک دیگری در مورد انتقال از یک شرایط به شرایط دیگر یا همان دگردیسی وجود دارد: از کرم و پیله (غیر فعال) تا پروانه (خلقت جدید) و در نهایت به نقطه اولیه خود باز میگردد. مانند این که از یک شکل به یک شکل منحصر به فرد دیگر هجرت کند.

نمادهای رازآلود شاید  فهم کاملتری نسبت به معنای واقعی واژه ها ارائه دهند، روح لغتی است برای هردوی  "روح" و "پروانه" و ریشه در باوری دارد که ارواح انسانها وقتی به جستجو برای حلول در جسم تازه ای می پردازند (تناسخ)، تبدیل به پروانه می شوند (7)

برخی از گروههای باستانی شبه عرفانی، پروانه را به عنوان نماد گوشت فاسد (یا انسان هرزه)  می دانستند. "فرشته مرگ" ( لقب Josef Mengele، نیز فرشته مرگ بود) در آثار هنری عرفانی در شمایل یک پروانه مهیب و قدرتمند به تصویر کشیده می شد (8). عروسک خیمه شب بازی عروسکی است که به ریسمان هایی بسته میشود و توسط عروسک گردان کنترل می شود، بنابراین برنامه ریزی MONARCH به "سندروم عروسک خیمه‌ شب‌ بازی " نیز اشاره دارد. "شایسته سازی امپراطوری" اصطلاح دیگری است که استفاده می شود، در صورتیکه برخی از متخصصین سلامت ذهن، آن را به عنوان "مجموعه متوالی پاسخهای محرک مشروط" میشناسند. شاید بهترین تعریف برای پروژه MONARCH به این صورت باشد: تجزیه ساختار ذهن و یکپارچه کردن آن به صورت سری و رمزی، به منظور قسمت بندی کردن ذهن به شخصیتهای چندگانه درون یک کالبد منظم. در طول این فرآیند، یک مراسم شیطانی و معمولا به همراه عرفان کابالایی، به منظور افزودن یک یا گروهی از ارواح پلید خاص به قربانیان، اجرا می شود. البته بدبین ترین و شکاک ترین افراد این را به عنوان یک آسیب شدید روحی در قربانی در نظر میگیرند، و هر باور غیر عقلانی که تسخیر توسط ارواح شیطانی واقعا اتفاق می افتد را رد می کنند.

 

دگرگون کردن ها و راه انداختن ها

روش دیگر بررسی این قربانی سازی پیچیده جسم و روح، این است که به آن به عنوان یک برنامه کامپیوتری پیچیده نگاه کنیم: یک فایل (مورد دگرگونی) از طریق آسیب روحی، تکرار و تقویت ایجاد می شود. به منظور فعال سازی (راه انداختن) فایل، یک کد دسترسی مخصوص مورد نیاز است. قربانی توسط برنامه ریز "برده" نامیده می شود، برنامه ریز کسی است که به عنوان "ارباب" یا "خدا" درک می شود. حدود 75 درصد قربانیان زن هستند، چون که آنها تحمل درد بیشتری دارند و ساده تر از مردان آماده گسسته شدن می شوند. سوژه ها به طور عمده برای پوشاندن عملیات، فحشا و فیلمها و تصاویر مستهجن استفاده می شوند؛ مشارکت در صنعت سرگرمی نیز قابل توجه است. یک افسر بازنشسته ارتش مرتبط با DIA (سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا)، گفت: در یک "تصویر بزرگ" این افراد (قربانیان MONARCH) در تمام اقشار جامعه هستند، از ولگرد خیابانی گرفته تا کارمند دفتری.

درحقیقت این پروزه ابزار طبقه ی ممتاز و ایلومناتی ها و فراماسون هاست برای اداره ی مردم جهان در جهت اهداف شوم و شیطان خویش . در حقیقت بدین وسیله مردم جهان را از راه دور برده خویش می کنند . که در این امر رسانه ها نقش به سزایی را اجرا می کنند . در قسمت های بعدی به نمادهای مختص این پروژه می پردازیم :

هم اکنون به شواهدی مبنی بر ارتباط فراماسونری و موسیقی غرب توجه کنید:

 

· مافیای موسیقی در غرب و ارتباط فراماسونری با آن

در شواهدی که بدست آوردیم اثبات می شود که صنعت موسیقی یکی از ابزار های بالقوه ی دستگاه فراماسونری و ایلومناتی در برده سازی مردم جهان به سود خود و اجرای پروژه مونارش و کنترل ذهن افراد در جای جای جهان می باشد.

البته این که می گویم موسیقی غرب نه بدین معنا که مرزبندی کرده باشم و موسیقی غیر غربی صحیح است . مقصود آن که اداره موسیقی غرب کاملا به دست دستگاه شیطان سپرده شده است . و اگر نه موسیقی در تمام جهانی از تاثیرات موسیقی غرب و آداب و رسومشان مصون نیست . خواه این موسیقی داخلی و مجاز ایران باشد . خواه غیر مجاز باشد .

 

تک چشم نشانه ی فراماسونری که به وفور از آن استفاده می کنند. و این ادعا با دقت بر اسکناس یک دلاری گواهی داده می شود

 

این تک چشم تفاسیر مختلفی در فراماسونری شده است :

مورد اول:دجال
ظاهرا مهمترین نظریه در مورد چشم چپ که سند محکم اسلامی دارد همین دجال است.همچنین در عهد جدید هم این نام ذکر شده.حالا بگذریم که در مورد خود دجال و اینکه انسان است یا خیر حرف و سخن زیاد است
حدیث مشهوری از پیامبر اعظم(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم):خداوند هیچ پیامبری را به رسالت برنگزید مگر آنکه قومش را از دجال ترسانید و خداوند آن را تا به امروز بر شما تاخیر انداخته و اگر امر بر شما مشتبه شد بدانید که پروردگار شما یک چشم نیست و دجال بر الاغی که ...(8)

حدیثی از حضرت علی (علیه السلام)

اسبغ بن نباته  از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: «یا امیرالمؤمنین دجال کیست؟ فرمودند که: آگاه باشید، دجال «صائدبن صید» است و شقی کسی است که او را تصدیق کند و سعید کسی است که او را تکذیب کند...و از دهی که معروف به یهودیه است ، خروج می کند. چشم راستش از اصل خلقت ندارد به طوری که گودی حدقه اش نیست و دیگری که در پیشانیش است، مانند ستاره صبح می درخشد و در چشمش مانندپارچه گوشت چیزی است گویا که باخون ممزوج است و در میان چشمش لفظ «کافر» نوشته شده به طوری که همه کس آن را می خواند خواه نویسنده باشد و خواه نه.... (9)

مورد دوم:هورس
احتمالا با هورس در مستند ظهور آشنا شده اید.ظاهرا یکی از خدایان مصر باستان بوده که شهر کاملش را می توانید در اینترنت بخوانید.در جنگ با ست ، یکی از چشمهای هورس کور می شود

مورد سوم: RA
RA نیز از خدایان مصر باستان است که به خدای خورشید معروف است و نماد آن تک چشم است.ظاهرا بعدها نیز این 2 خدا(رع-هورس) با هم ترکیب شده و Horakhty به وجود می آید!!